3-3 متغیر های پژوهش59
3-4 فرضیات و مدل پژوهش61
3-5 جامعه پژوهش63
3-6 قلمرو پژوهش64
3-7 حجم نمونه و روش نمونه گیری :64
3-8 ابزار گردآوری اطلاعات65
3-9 روش گردآوری اطلاعات65
3-10 بررسی پایایی ابزار اندازه گیری66
3-11 بررسی روایی ابزار اندازه گیری67
3-12روش تجزیه وتحلیل داده ها67
3-13 جمع بندی68
فصل چهارم: یافته های پژوهش69
4-1 مقدمه70
4-2 آمار توصیفی71
4-3 آمار استنباطی74
4-3-1 تعیین نرمال بودن داده های پژوهش74
4-3-2 آزمون فرضیات پژوهش76
4-3-2-1 آزمون فرضیه اول76
4-3-2-2 آزمون فرضیه دوم77
4-3-2-3 آزمون فرضیه سوم78
4-3-2-4 آزمون فرضیه چهارم79
4-4 بیان خلاصه نتایج فرضیه ها79
فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات81
5-1 مقدمه82
5-2 خلاصه پژوهش83
5-3 توصیف یافته های پژوهش83
5-3-1 نتایج مربوط به آمار توصیفی84
5-3-2 نتایج مربوط به آمار استنباطی85
5-4 پیشنهادها و راهکارها88
5-5 محدودیت های پژوهش89
5-6 پیشنهادها برای پژوهش های آتی89
فهرست جدول ها
جدول شماره 4- 1: توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب جنس71
جدول شماره 4-2 توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب گروه سنی72
جدول شماره 4-3 توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب تحصیلات73
جدول شماره 4-4 توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب سابقه فعالیت74
جدول شماره 4-5: آزمونk-s برای خوبی برازندگی توزیع نمرات مربوط75
جدول شماره 4-6: نتایج آزمون T تاثیر آموزش کارآفرینی برشکل گیری سرمایه انسانی کارآفرینانه77
جدول شماره 4-7: نتایج آزمونT تاثیر آموزش کارآفرینی بر عملکرد های کارآفرینانه77
جدول شماره 4-8: نتایج آزمون T تاثیر آموزش کارآفرینی عملی بر شکل گیری سرمایه انسانی کارآفرینانه78
جدول شماره 4-9: نتایج آزمون T تاثیر آموزش کارآفرینی عملی بر شکل گیری عملکرد های کارآفرینانه79
جداول تحلیل آماری SPSS آزمون فرضیه ها :100
فهرست نمودار ها
نمودار شماره 4-1: توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب جنس71
نمودار شماره 4-2 توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب گروه سنی72
نمودار شماره 4-3 توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب تحصیلات73
نمودار شماره 4-4 توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب سابقه کار74
فهرست شکل ها
شکل 1-1 مدل تحقیق12
شکل 3-1 مدل تحقیق63
فصل اول: کلیات پژوهش
1- 1 مقدمه
همانطور که می دانیم نقش کارآفرینان در این رشد اقتصادی- اجتماعی و اشتغالزایی انکارناپذیر است. کارآفرینان با فعالیت های خود اقتصاد جهانی را تغییر داده اند و کسب و کارهای جدید و در حال ظهور بسیاری از فعالیت های نوآورانه را تولید کرده اند که شیوه های زندگی مارا تغییر داده اند.از این رو در این دنیای در حال تغییر که رقابت ها بصورت بین المللی می باشد توجه به مقوله کارآفرینی یکی از دغدغه های مهم دانشگاه و موسسات آموزش عالی است. دانشگاه ها بایستی ضمن همکاری با دنیای کار نیازهای جامعه را مورد توجه قرار دهند و با توسعه ظرفیت های کارآفرینی توان و امکان اشتغال افراد را فراهم کنند.
آموزش کارآفرینی در نقاط مختلف جهان به سرعت در دانشگاهها و کالج ها در حال رشد است کتز1 و همکاران2005 دولت ها به طور مستقیم و غیرمستقیم از طریق سرمایه گذاریهای عمده در کارفرمایان احتمالی آینده و کسب و کارهای کوچک موجود در حال رشد می باشند. این روند با تایید این نکته که کارآفرینی می تواند نقشی مهم (حتی حیاتی) در رشد اقتصادی و اشتغال و ادعای این که آموزش کارآفرینی می تواند نقشی حیاتی در توسعه کارآفرینان بیشتر یا توانمندتر بازی کند، تقویت می شود.

آموزش کارآفرینی مهم ترین تلاشی است که بستر لازم برای فراگیری دانش و مهارتهای ضروری رابرای افراد علاقمند مخصوصا دانشجویان و دانش آموختگان دانشگاهی که جویای مشاغل ارضاکننده و چالش انگیز هستند فراهم می کند. این مسئولیت کلا بر عهده دانشگاه ها به ویژه دانشکده ها و گروه های علمی، تخصصی است که با توجه به مقتضیات کنونی و آتی کشور در جهت ایجاد سیستم های مطالعاتی و تدوین برنامه های آموزشی مناسب آموزش کارآفرینی را در سطح دانشگاه ها نهادینه کنند.
آمادگی ورود به کسب و کار را شاید بتوان مهمترین ثمره آموزش های کارآفرینی دانست. دوره های آموزش کارآفرینی باید به گونه ای طراحی و اجرا شوند که فارغ التحصیلان این دوره ها بتوانند با بهره مندی از حس استقلال طلبی و اعتماد به نفس کافی وارد بازار کارشده و با شناخت کامل از محیط و قوانین کسب و کار، فرصت های بازار را شناسایی کرده و با بهره گیری از خلاقیت و ریسک پذیری، دانش مدیریتی خود را برای تشکیل یک تیم کاری مورد استفاده قرار داده و کسب و کار مناسبی را راه اندازی نمایند. از این رو پژوهش حاضر در پی بررسی تاثیر آموزش های کارآفرینی بر میزان آمادگی افراد برای ورود به کسب و کار می باشد. در این فصل، پس از تبیین ضرورت و اهمیت موضوع، به بیان مسئله پرداخته و سپس اهداف، سوالات و فرضیات پژوهش را برخواهیم شمرد. در ادامه، کاربرد ها و قلمرو پژوهش را بیان نموده و پس از تعریف واژگان کلیدی پژوهش ، سازمانده ی پژوهش و چگونگی ارتباط مباحث را تشریح می کنیم.
1-2 اهمیت و ضروریت انجام پژوهش
دولت ها و نظام های سیاسی در کشور های مختلف در تلاش برای رشد اقتصادی و توانمندی بومی اقتصاد ملی خود می باشند و از آنجاییکه پس از روی دادن تحولات بزرگ سیاسی و اقتصادی در دهه 90 میلادی که منجر به فروپاشی عقاید کمونیستی و جهانشمول شدن نظریه های مبتنی بر بازار و سرمایه داری شده است.در نظامات سیاسی و اقتصادی معمول در عصر حاضر، عمده فعالیت های اقتصادی بر عهده کنشگران خصوصی و کارآفرینان بخش خصوصی می باشد.
از آنجاییکه کنترل اقتصاد بطور عمده در اختیار فعالان اقتصادی بخش خصوصی می باشد و لذا با توانمند سازی ایشان از طریق آموزش های کارآفرینی می تواند بر خروجی کلی اقتصاد و ابتکارات و فعالیت های کارآفرینی اثر جدی گذاشت .

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

با توجه به موارد بالا، با اهتمام ویژه دولتها بر توانمند سازی نیروی انسانی، آموزش کارآفرینی در نقاط مختلف جهان به سرعت در دانشگاهها و کالج ها در حال رشد است و تلاش دولتها به طور مستقیم و غیرمستقیم جهت سرمایه گذاریهای عمده بر کارفرمایان احتمالی آینده و کسب و کارهای کوچک موجود در حال رشد می باشد. این روند با تایید این نکته تقویت می شود که کارآفرینی می تواند نقشی مهم (حتی حیاتی) در رشد اقتصادی و اشتغال در آینده بازی کند و ادعا می گردد که آموزش کارآفرینی می تواند نقشی حیاتی در توسعه کارآفرینان بیشتر یا توانمندتر بازی کند ایفا نماید. متاسفانه، همانطور که محقان متعددی ذکرنموده اند شواهد اندکی برای تایید این ادعاها وجود دارد.
کارآفرینی بعنوان سنبل و نماد تلاش و موفقیت در امور تجاری بوده و کارآفرینان پیشگامان موفقیتهای تجاری در جامعه هستند. توانایی آنها در بهره گیری از فرصتها، نیروی آنها در نوآوری و ظرفیت آنها در قبال موفقیت، بعنوان معیارهایی هستند که کارآفرینی نوین بوسیله آنها سنجیده می شود. کارآفرینان از نظر رهبری، مدیریت، نوآوری، کارایی، ایجاد شغل، رقابت، بهره وری و تشکیل شرکتهای جدید سهم مهمی در رشد اقتصادی دارند. بنابر اعتقادی، در جوامع لازم است که جهت توسعه همه جانبه انقلاب کارآفرینی رخ دهد. این انقلاب در قرن حاضر، اهمیتی به مراتب بیشتر از انقلاب صنعتی دارد. کارآفرینی یا همان فرآیند کشف فرصتها بیان می کند که چگونه افراد بصورت مستقل و یا در داخل سازمانها، مسائل و چالشهای ناشناخته را می بینند و چارچوبی جدید از ابزارها و اهداف ایجاد می کنند تا از آنها استفاده کنند. البته کارآفرین فقط مواردی را می بیند و برای استفاده از آن برنامه ریزی می کند که ارزش لازم را داشته باشند. در راستای استفادهاز فرصتها، کارآفرین کالاها یا خدماتی را به جامعه عرضه می کنند که مشتری پسند بوده و بازار یا محیط خواهان آنهاست. بنابراین لازم است کارآفرین اطلاعات کاملی از بازار و محیط داشته باشند. فرآیند مبادله و تعامل با محیط می تواند این اطلاعات را فراهم کند.
در سالهای اخیر تقویت و توسعه کارآفرینی از مهم ترین مسائلی است که در سیاست های کلان یک کشور به آن پرداخته می شود. این مسئله به دلیل نقش و اهمیت قابل توجه کارآفرینان در رشد و پیشرفت اقتصادی کشور می باشد. در وضعیتی که نقش کارآفرینی در اشتغال زایی و رشد اقتصادی، اجتماعی تمام کشورها بالاخص کشورهای توسعه یافته در دهه های اخیر ثابت شده است، آموزش و تعلیم کارآفرینی بین افراد جامعه به مسئله روز کشورهای فرا صنعتی تبدیل شده است. کارآفرینی علاوه بر ایجاد اشتغال موجب بالا رفتن کیفیت زندگی، توزیع مناسب درآمد، کاهش اضطرابهای اجتماعی و بهره وری از منابع ملی می شود. صاحبنظران بر این عقیده هستند که فرآیند و برنامه های آموزشی ویژه می تواند با تغییر بینش و فرهنگ افراد و تجهیز آنها به دانش و مهارتهای خاص راهی را که آنها احتمالا زمان طولانی به آن می رسند بسیار کوتاه نموده و به سرعت یک کارآفرین بالقوه را به یک کارآفرین بالفعل تبدیل می کند. به همین منظور در جند سال گذشته دولتها بطور جدی به تشویق کارآفرینی پرداخته اند. یکی از مهمترین راهکار های توسعه کارآفرینی در میان دانشجویان، توسعه و ارتقا رفتار کارآفرینانه افراد از طریق ترویج، آموزش، حمایت و شناخت مستعدان کارآفرینی است. بدین منظور برای ارتقا قابلیت های کارآفرینی باید برنامه های آموزشی خاصی برای افراد مستعد تدوین شود تا از این طریق بجای این که فارغ التحصیلان دانشگاهها بدنبال استخدام و جستجوی کار باشند خودشان کسب و کار جدید ایجاد کنند.از اینرو ترویج فرهنگ کارآفرینی مستلزم درک اهمیت آن توسط سیاست گذاران و برنامه ریزی جامع و حمایت همه جانبه مقامات و کارگزاران دولتی است
طبق نتایج پژوهش های انجام شده چرخه یادگیری کارآفرینانه، صلاحیت های کارآفرینی را تقویت کرده و از آن حمایت می کند. پژوهش های ((هی وارد2)) نیز نشان داده است که دوره های کارآفرینی نه تنها دانش و مهارت های مفید به دانشجویان ارائه می دهد، بلکه موجب آگاهی بیشتر ایشان نسبت به مسایلی که در آن آگاهی نداشتند نیز می شود و آنها را به سمت جستجوی اطلاعات بیشتر در این زمینه رهنمون می کند. بر اساس پژوهش (یوچان3) برخی دانشگاه ها و دانشکده های مالزی کارآفرینی را بعنوان یکی از موضوع های مهم درسی در نظر گرفته اند و با آموزش رسمی به افراد توانسته اند آنها را کارآفرین نمایند. از سوی دیگر برخی پژوهش های داخلی نشان میدهند که آموزش های کارآفرینی فعلی دانشگاه های ایران برای ترویج کارآفرینی نامناسب است. لذا میزان کارآیی و اثربخشی برگذاری دوره های آموزش کارآفرینی در دانشگاه های کشور وابستگی مستقیم به میزان توجه به این نکته دارد که ((آموزش کارآفرینی به خودی خود هدف نیست)) بلکه آنچه که از ابتدای طراحی دوره های آموزش کارآفرینی باید مورد نظر باشد این است که (( آموزش های کارآفرینی)) چگونه می تواند(( تعداد کارآفرینان)) و همچنین (( میزان کارآفرینی)) آنها را افزایش دهد. اقتصاد کشور در صورتی پویایی و روند رو به رشد مستمر خواهد داشت که خروجی دانشگاه های کشور یعنی فارغ التحصیلان دانشگاه ها بتوانند پاسخگوی نیاز بازار کار باشند. در واقع تعادل عرضه و تقاضای نیروی کار در شرایطی به وقوع خواهد پیوست که (( طرف عرضه)) بتواند با افزایش توانمندی خود نیازهای ((طرف تقاضا)) را پوشش دهد و این مهم پژوهش نخواهد یافت مگر با افزایش آمادگی ورود به کسب و کار افراد. در این میان آموزش های کارآفرینی می توانند نقشی بی دلیل در افزایش این آمادگی ایفا نموده و تاثیری بسزا در برقراری تعادل مذکور داشته باشند. لذا بررسی کیفیت دوره های آموزش کارآفرینی و همچنین پژوهش در زمینه وضعیت فعلی میزان تاثیر این آموزش ها بر آمادگی ورود به کسب و کار افراد برای دستیابی به وضعیت مطلوب بسیار ضروری به نظر می رسد. نتایج پژوهش حاضر که برآوردی از میزان تاثیر آموزش های کارآفرینی بر آمادگی افراد برای ورود به کسب و کار را به دست می دهد می تواند مبنایی بر طراحی دوره های رسمی و غیر رسمی آموزش کارآفرینی باشد.
1-3 اهداف پژوهش
اهداف این پژوهش بشرح زیر می باشد
الف ) هدف اصلی: بررسی اثر آموزش کارآفرینی بر شکل گیری سرمایه انسانی و عملکرد های کارآفرینانه
ب) اهداف فرعی:
• بررسی تاثیر آموزش کارآفرینی بر شکل گیری سرمایه انسانی کارآفرینانه
• بررسی تاثیر آموزش کارآفرینی بر شکل گیری عملکرد های کارآفرینانه
• بررسی تاثیر آموزش کارآفرینی عملی بر شکل گیری سرمایه انسانی کارآفرینانه
• بررسی تاثیر آموزش کارآفرینی عملی بر شکل گیری عملکرد های کارآفرینانه
1-4 ادبیات و پیشینه پژوهش:
1-4-1 پیشینه داخلی :
1. در پژوهشی که توسط مرتضی شباهنگ که در سال 1393 انجام شده به بررسی ارتباط بین مهارتهای کارآفرینانه مدیران و اثربخشی سازمانی پرداخته شده ، این مطالعه به وضوح نشان می دهد که با آموزش مهارت های کارآفرینانه توسط مدیران میزان اثربخشی آنها در مدیریت سازمان خود افزایش می یابد.
2. در یک پژوهش که توسط سیدصالح مرادی و مهدی کلانتری در سال 1389 انجام شده است.نتایج نشان داد که آموزش درس کارآفرینی در افزایش اعتماد به نفس، افزایش آگاهی و توانایی لازم، افزایش توانایی های خود اشتغالی، افزایش خلاقیت در زمینه های شغلی دانشجویان موثر است.
3. بررسی اثر آموزش های کارآفرینی بر ایجاد ویژگی های کارآفرینانه در دانشجویان دانشگاه ایلام” عنوان مقاله ای است که در سال 1390 در کنفرانس ملی کارآفرینی، تعاون، جهاد اقتصادی انتشار یافته است . این مقاله توسط نوید فلاح حق محمدی ، دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی دانشگاه ایلام نوشته شده است . در این مقاله عنوان می شود آموزش های کاربردی کارآفرینی برای تغییر نگرش و ایجاد توانایی افراد و اشاعه فرهنگ آن الزامی است. اما این که چقدر این آموزش ها در ایجاد ویژگی های کارآفرینی موثراست، سوالی است که در کم تر پژوهش داخلی به آن توجه شده است .
4. “بررسی نقش نظام مدیریت منابع انسانی در توسعه کارآفرینی سازمانی” عنوان پژوهشی است که در آبان 1391 توسط داود کیا کجوری، استادیار و عضو هیئت علمی و سحر جعفریان، دانشجوی کارشناسی مدیریت صنعتی در کنفرانس ملی کارآفرینی و توسعه ملی به چاپ رسیده است. در این پژوهش بیان می دارد که برای شناخت فرصتهای جدید و افزایش بهره وری نیاز مبرم به شناخت رابطه بین نظام مدیریت منابع انسانی وتوسعه کارآفرینی سازمانی درون سازمانها و نیز استراتژی های مهم نظام مدیریت منابع انسانی از قبیل آموزش، ارزیابی عملکرد، پاداش، حقوق و دستمزد و نگهداری احساس می شود . لذا مدیریت منابع انسانی نقش اساسی در این زمینه ایفا می نماید تا آنجا که می تواند مشوق و یا مانع کارآفرینی سازمانی شود.مدیران نمی توانند انتظار نتایج عالی از کارکنان خود داشته باشند، مگر این که از طریق آموزش مناسب زمینه های ایجاد چنین نتایجی را در کارکنان خود ایجاد نمایند.
5. “تاثیر راهبردهای مدیریت منابع انسانی نوآورانه بر کارآفرینی سازمانی: تبیین نقش جو نوآوری” نوشته ی ابراهیم غلامشاهی و مهدی افخمی اردکانی و جبار باباشاهی نام پژوهش دیگریست که در سال 92 درماهنامه توسعه کارآفرینی به چاپ رسیده است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که شکل‌گیری جو نوآوری، زمینه را برای کارآفرینی سازمانی فراهم می‌کند. همچنین بین آموزش نوآورانه، ارزیابی عملکرد نوآورانه و جبران خدمات نوآورانه با جو نوآوری رابطه‌ی مثبت و معناداری وجود دارد.
6. در پژوهشی که توسط خانم زهرا کماسی با عنوان بررسی تاثیر آموزش کارآفرینی بر میزان آمادگی افراد برای ورود به کسب و کار در سال 1390 در دانشگاه سمنان انجام شده است نشان داده شده است که آموزش کارآفرینی بر میزان خلاقیت و نوآوری ، اعتماد به نفس ، ریسک پذیری ، مهارت های رهبری و مواردی از این دست تاثیر گذاشته و افراد برای شروع یک کسب و کار جدید کاملا آماده می شوند.
7. در پژوهشی با عنوان بررسی میزان تاثیر آموزش های دانشگاهی در افزایش فعالیت های کارآفرینی دانشجویان دانشگاه های پیام نور استان مازندران که توسط مهدی لطفی در سال 1388 انجام گرفته است و تحلیل داده ها نشان می دهد که آموزش های دانشگاهی بر فعالیت های کارآفرینی دانشجویان اثر مثبت داشته و آن را افزایش می دهد.
1-4-2 پیشینه خارجی:
1. “بررسی شکل گیری سرمایه انسانی در کارآفرینی: تجزیه و تحلیل نتایج آموزش کارآفرینی ” که نوشته ی مارتین و مک نالی است. این پژوهش نشان می دهد که عملکرد بالای منابع انسانی رابطه مثبتی با کارآفرینی سازمانی دارد و افرادی که دوره های سطح دانشگاهی را در زمینه کارآفرینی پشت سر گذاشته اند انگیزه های بالاتری برای شروع یک کسب و کارنسبت به آنهایی که دوره های کارآفرینی را نگذرانده اند دارند
2. “آیا عملکرد بالای فعالیت منابع انسانی به کارآفرینی شرکت های بزرگ کمک می کند؟ ( نقش واسطه ای رفتار شهروندی سازمانی )” نام مقاله است نوشته ژانگ و همکاران که در سال 2008 در الزویر به چاپ رسیده است. آنها متوجه شدند که شیوه‌های منابع انسانی با عملکرد بالا به طور مثبت با کارآفرینی سازمانی مرتبط است و این که این رابطه واسطه‌ای است برای رفتار شهروند سازمانی کارکنان.
3. “آموزش، اشتغال و کارآفرینی: یک تصویر کلی از چالش اشتغال جهانی” نام مقاله دیگریست نوشته ی مدرسه جهانی کسب و کار در ژوئن 2013. در این پژوهش بیان میدارد که عنوان مؤثرترین نیروی بالقوه ی اقتصادی در تاریخ جهان، به صورت « کارآفرینی » مقوله ی بحث برانگیزی از حدود سه دهه ی گذشته تاکنون ظهور یافته و مطرح شده است .این توسعه ی فوق العاده باعث ایجاد مشکل قانونی کردن و رسمیت دادن به این رشته از حیث علوم دانشگاهی و جامعه ی آکادمیک می شود. در حالی که برخی مراحل مربوط به فرآیند قانونی شدن این رشته طی چند سال گذشته به اجرا درآمده است؛ هنوز هم مشکلات دیگری پیش روی آن قرار دارد در قرن 21 را « آموزش کارآفرینی » این مقاله گرایش ها و چالش های موجود در زمینه ی بررسی می کند.
4. در پژوهشی که توسط کولورید و موون در سال 1997 انجام شده نشان داده است که افرادی که آموزش کارآفرینی دیده اند در کارهای تشخیص فرصت موفق تر از افرادی هستند که آموزش کارآفرینی نداشته اند.
5. در پژوهشی که توسط مارتین و همکارانشان در سال 2012 انجام شده نشان می دهد که ارتباط مثبت مهمی بین آموزش کارآفرینی و عملکرد های کارآفرینانه افراد مختلف وجود دارد. به عنوان مثال، گزارش شده است که افرادی که دوره های سطح دانشگاهی را در زمینه کارآفرینی پشت سر گذاشته اند انگیزه های بالاتری برای شروع یک کسب و کارنسبت به آنهایی که دوره های کارآفرینی را نگذرانده اند دارند
1-5 تعریف و بیان مسأله پژوهش
مسئله یعنی تفاوت بین وضع موجود و مطلوب. بعبارت دیگر مسئله یعنی فاصله بین جایی که هستیم و جایی که می خواهیم باشیم. مسئله وقتی حل می شود که توانسته باشیم وضعیت موجود را به وضعیت مطلوب تبدیل کرده باشیم. در حالی که وارد قرن بیست و یکم شده ایم که اقتصاد کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه با نیروی حیات آفرین کارآفرینی از نو زنده شده است. کارآفرینی همان نیرویی است که شومپیتر آن را موتور محرک اصلی در توسعه اقتصادی کشورها می دانست. کارآفرینی پدیده فنی– اقتصادی جدیدی است که در دو دهه اخیر جهان اقتصاد و صنعت را با پیامدهای شگفت خود متحول ساخته است در حال حاضر که اقتصاد کشور ما گرفتار نارسایی ها، کمبود ها، و سومدیریت هایی است که منجر به وضعیت ناهنجاری بیکاری، کمبود تولید ناخالص داخلی، کاهش قدرت سرمایه گذاری دولت، ضعف در صادرات غیرنفتی و بیماری هایی از این قبیل شده است. نیم نگاهی به وضعیت جهانی اقتصاد ما را به سوی این باور می کشاند که رشد کارآفرینی و فرهنگ کارآفرینانه به شرطی که هنرمندانه، بافرهنگ، امکانات، تواناییها و سلیقه ایرانی آمیخته شود تنها راه بهبود بیماری امروز اقتصاد کشور و پیشگیری از وخامت حال فرداست.
مدتها تصور غالب این بود که کارآفرینی یک خصوصیت ویژه فردی است و تحصیل و آموزش نمی تواند هیچ تاثیری در افراد داشته باشد. ولی امروز شواهد موجود نشان می دهد که کارآفرینی می تواند در نتیجه برنامه های آموزشی پرورش یابد. امروزه آموزش کارآفرینی به یکی از مهمترین و گسترده ترین فعالیتهای دانشگاه تبدیل شده است. دانشگاه ها ملزمند برای ترقی و ترویج آموزش کارآفرینی بیندیشند چون نسل جوان نیاز دارد که بداند چطور در برابر محیط های نا امن و پیچیده و قوانین و مقررات متغیر در بازار کار بطور انعطاف پذیر عمل کند و ارزش های جدید مثل نوآوری خلاقیت و صلاحیت های متنوع را یاد بگیرد. صاحبنظران بر این عقیده هستند که فرآیند و برنامه های آموزشی ویژه می تواند با تغییر بینش و فرهنگ افراد و تجهیز آنها به دانش و مهارتهای خاص، راهی را که آنها احتمالا زمان طولانی به آن می رسند بسیار کوتاه نموده و به سرعت یک کارآفرین بالقوه را به یک کارآفرین بالفعل تبدیل کند. به همین منظور در چند سال گذشته دولتها بطور جدی به تشویق کارآفرینی پرداخته اند.
یکی از مهمترین راهکارهای توسعه کارآفرینی در میان دانشجویان، توسعه و ارتقا رفتار کارآفرینانه افراد از طریق ترویج، آموزش، حمایت و شناخت مستعدان کارآفرینی است. بدین منظور برای ارتقا قابلیتهای کارآفرینی باید برنامه های آموزشی خاصی برای افراد مستعد تدوین شود تا از این طریق به جای اینکه فارغ التحصیلان دانشگاه ها به دنبال استخدام و جستجوی کار باشند خودشان کسب و کار جدید ایجاد کنند. از اینرو ترویج فرهنگ کارآفرینی مستلزم درک اهمیت آن توسط سیاست گذاران و برنامه ریزی جامع و حمایت همه جانبه مقامات و کارگزاران دولتی است.
مطالعه فرآیند کارآفرینی به چند دلیل حائز اهمیت است. نخست به این دلیل که کارآفرینی جامعه را به سمت تغییرات تکنیکی و مبتکرانه سوق داده و رشد اقتصادی را باعث می شود همچنین فرآیند کارآفرینی باعث توازن بین عرضه و تقاضا میشود از جمله موضوعات مهم دیگر در ارتباط با کارآفرینی آن است که این فرایند مهم باعث می شود تا دانش جدید تبدیل به خدمات و محصولات جدید شود. دیگر آنکه کارآفرینی تبدیل حرفه بسیار مهمی شده است و ما نیازمند هستیم که نقش آن را در توسعه ظرفیت های انسانی درک کنیم. و اما در ارتباط با اهمیت کارآفرینی در آموزش عالی انتقادی که عموما بر دانشگاه ها وارد میشود آن است که از دنیای واقعی جدا می شود و پژوهشهای در محیط بسته آزمایشگاه صورت گرفته و نیازهای جامعه را فراموش می کند و پیامد این مسئله در برون داد و نتیجه آموزش مشخص میشود. برنامه درسی موجود بیشتر فرهنگ استخدام شدن را تبلیغ می کند و تمرکزشان بر آماده کردن دانشجویان در مسیر شغلی است که به عنوان یک کارمند در سازماهای یکنواخت و پایدار استخدام شوند. فقط نمونه های کوچکی از دوره ها درباره ایجاد کسب و کار در رشته های اقتصاد و مدیریت بازرگانی وجود دارد.
به نظر می رسد آموزش کارآفرینی یک ضرورت انکارناپذیر باشد که در کشور ما کمتر به آنها توجه بوده است. در خصوص وضعیت جاری دانشگاه های کشور، اکثر دروس دانشگاه ها بصورت نظری ارائه می شوند و تلاش جدی برای کاربردی کردن آنها صورت نگرفته است. دانشجویان دانش تخصصی در یک حوزه را کسب می کنند فارغ از این که بازار کار به این دانش نیاز دارد یا خیر؟ از آن رو اکثر خروجی های دانشگاه با نیازهای بازارکار همخوانی و هماهنگی ندارند و تخصص ها و مهارتها هم جهت و همسو با نیاز های بازار کار شکل نمیگیرند. در ادامه به پژوهش هایی که بطور مستقیم یا غیر مستقیم با موضوع پژوهش حاضر در ارتباط هستند پرداخته می شود.
بررسی های انجام شده نشان می دهد که در توسعه کارآفرینی آموزش در کنار عوامل تسهیل کننده دیگر مانند قوانین و مقررات، مکانیزم های حمایتی، فرهنگ سازی و… جایگاه ویژه ای دارد و چون هیچکس را نمی توان یافت که یا کارآفرین مطلق یا غیرکارآفرین مطلق باشد یا به عبارتی ممکن است فردی در فعالیتی کارآفرین و در فعالیت دیگر ویژگی های کارآفرینی مختص آن را نداشته باشد در نتیجه می توان گفت همه افراد دارای ویژگیهای کارآفرینی هستند با این تفاوت که این ویژگیها در بعضی افراد بیشتر و در بعضی کمتر است. بنابراین دانشگاه ها بعنوان متولی اصلی پرورش نیروی انسانی متخصص جامعه باید زمینه بروز و پرورش کارآفرینی را برای افراد فراهم کنند. مطابق این دیدگاه برنامه های آموزشی و درسی، محتوا، ساختار نظام آموزشی باید طوری تنظیم گردد که فارغ التحصیلان بتوانند در آینده بصورت کارآفرین در جامعه فعالیت کنند.
در جامعه ایران که جوانان بخش عمده ای از جمعیت کشور را تشکیل می دهند و به نوعی آینده کشور در دست آنها قرار دارد، آماده سازی هرچه بهتر این قشر برای راه اندازی کسب و کار جدید و ایفای نقش موثر در عرصه اقتصادی می تواند تاثیر مثبتی در حل معضلاتی چون بیکاری و رکود اقتصادی داشته باشد. بنابراین داشتن برآورد صحیحی از میزان آمادگی جوانان برای ورود به کسب و کار و همچنین بررسی میزان تاثیر آموزش های کارآفرینی بر این آمادگی می تواند به طراحی بهتر دوره های آموزش کارآفرینی و در نتیجه توسعه (( فرهنگ کارآفرینی)) و توسعه اقتصادی کشور کمک شایانی نماید. بررسی پژوهش های انجام شده در ایران نشان می دهد اگرچه پژوهش های مفیدی در حوزه کارآفرینی با موضوعاتی نظیر ((تاثیر آموزش کارآفرینی بر توسعه رفتارهای کارآفرینانه))، (( بررسی وضعیت آموزش های دانشگاهی برای ترویج کارآفرینی)) و رابطه بین نگرش کارآفرینانه دانشجویان و عوامل درون دانشگاهی)) انجام شده است اما متاسفانه مسئله(( آمادگی ورود به کسب و کار )) و همچنین تاثیر آموزش های کارآفرینی بر تغییرات این (( آمادگی)) مغفول واقع شده است.
نهایتا، توصیه هایی را در اختیار محققان آتی در این زمینه در ارتباط با روشهای خاصی قرار می دهیم که باید به منظور بهبود کیفیت و کاربرد اطلاعات تولید شده استفاده شوند. این با ملاحظات مطرح شده از سوی محققان مختلفی درباره کیفیت پژوهش انجام شده در زمینه آموزش کارآفرینی همخوانی دارد.
با توجه به مباحث مطروحه تلاش به پاسخگویی به پرسش های زیر شده است:
1. آیا آموزش کارآفرینی تاثیر بسزایی بر شکل گیری سرمایه انسانی کارآفرینانه دارد؟
2. آیا آموزش کارآفرینی تاثیر بسزایی بر شکل گیری عملکرد های کارآفرینانه دارد؟
3. آیا آموزش کارآفرینی عملی تاثیر بسزایی بر شکل گیری سرمایه انسانی کارآفرینانه دارد؟
4. آیا آموزش کارآفرینی عملی تاثیر بسزایی بر شکل گیری عملکرد های کارآفرینانه دارد؟
1-6 چهارچوب نظری:
جهان در اواخر قرن بیستم شاهد تغییرات بسیار گسترده در تمامی عرصه های کسب وکار بوده است. بطوری که اداره امور بخش دولتی را با چالشهای جدی روبرو نموده است. از جمله کارهای اثربخش دولت ها برای رویارویی با این چالشها، توسل به کارآفرینی شناخته شده است. جان تامپسون معتقد است که رفتار کارآفرینانه نیازی فراگیر و ضروری برای تمامی سازمانها اعم از دولتی، خصوصی، داوطلبانه و غیره با هر اندازه است.
این مطالعه به ارائه اولین مرور فرا تحلیلی از مطالعات آموزش کارآفرینی موجود می پردازد و پژوهش های خاص آموزش کارآفرینی را به عملکرد های کارآفرینانه و شکل گیری سرمایه انسانی مرتبط می سازد. تحلیل ما مبتنی بر نظریه سرمایه انسانی است ، چرا که تطبیق خوبی با بررسی نتایج آموزشی دارد. استفاده از نظریه سرمایه انسانی برای توضیح جنبه های موفقیت کارآفرینی در مقالات کارآفرینی نیز به خوبی انجام شده است، ولی تقریبا به شکلی خاص به صورت یک مدل استاتیک که در آن آموزش و تجربه تجمیع شده با شکلهای مختلف موفقیت مرتبط می باشد مقاله آگر، در تحلیل اخیرش بررسی نموده است که چرا نظریه سرمایه انسانی باید در ضوابط کمتر استاتیکی در نظر گرفته شود، حداقل از آنجا که به زمینه کارآفرینی ارتباط دارد: با توجه به محرکه ها در کارآفرینی و نیاز مداوم به یادگیری و تطبیق، نگاه به ورای مفهوم استاتیک سرمایه انسانی و بررسی نتایج فعالیتهای یادگیری واقعی مفید واقع شود
کار ما به بررسی نیاز به نمایش پویاتری از سرمایه انسانی در زمینه کارآفرینی، از طریق بررسی نتایج فعالیتهای آموزشی که برای کارآفرینی خاص می باشند، نیز می پردازد. این دید دینامیک سرمایه انسانی برای زمینه کارآفرینی روابط بین سرمایه گذاریها بر روی سرمایه انسانی می پردازد، که ورودی هایی همچون زمان و پول صرف شده برای طی یک دوره کارآفرینی هستند؛ دارایی های سرمایه انسانی، که نشانگر قابلیتی هستند که می تواند از سرمایه گذاریها حاصل شود، همچون دانش و مهارتها، و نتایج کارآفرینی همچون شروع یا رشد یک کسب و کار جدید می باشند. ذکر تمایزی که بین سرمایه گذاریها در سرمایه انسانی، داراییهای سرمایه انسانی و نتایج کارآفرینی برقرار می کنیم مهم می باشد، زیرا، اگرچه اصطلاح¬شناسی ما با برخی از محققان همراستا است ولی همخوانی اندکی در اصطلاح-شناسی به طور کلی در مقالات وجود دارد.
بررسی یک رویکرد پویاتر برای سرمایه انسانی در زمینه تاثیر بالقوه آموزش کارآفرینی و یادگیری نیازمند تعیین این سه اصطلاح می باشد.
کار ما همچنین در بدنه رو به رشدی از این شواهد نقش آفرینی می کند که داراییهای سرمایه انسانی خاص کارآفرینی ارتباطی قویتر با عملکرد سرمایه گذاری جدید مثبت نسبت به داراییهای سرمایه انسانی عمومی تر دارد ما این مشخصه را برای روشن نمودن تفاوتها بین دو نوع اصلی آموزش کارآفرینی که فرض می کنیم تاثیری متفاوت بر نتایج خواهند داشت جلو می بریم.
در پژوهش کنونی تلاش بر این است که تاثیر متغیرهای مستقل آموزش کارآفرینی بر متغیر وابسته شکل گیری سرمایه انسانی و عملکرد های کارآفرینانه سنجیده شده و پیشنهاداتی ارایه گردد.
1-7 فرضیات و مدل پژوهش :
پژوهش کنونی دارای 4 فرضیه می باشد:
1. آموزش کارآفرینی تاثیر بسزایی بر شکل گیری سرمایه انسانی کارآفرینانه دارد.
2. آموزش کارآفرینی تاثیر بسزایی بر شکل گیری عملکرد های کارآفرینانه دارد.
3. آموزش کارآفرینی عملی تاثیر بسزایی بر شکل گیری سرمایه انسانی کارآفرینانه دارد.
4. آموزش کارآفرینی عملی تاثیر بسزایی بر شکل گیری عملکرد های کارآفرینانه دارند.
شکل 1-1 مدل تحقیق
1-8 روش و ابزار جمع آوری اطلاعات
پژوهش حاضر از نظر روش، پیمایشی و از نظر نوع، تحلیلی و از حیث هدف، کاربردی است بنابراین روش گردآوری اطلاعات در این پژوهش کتابخانه ای و میدانی و از طریق سایت های اینترنت می باشد. در مورد شناخت ادبیات پژوهش نیز از منابع کتابخانه ای استفاده شده است. برای بررسی موضوع پژوهش پس از مطالعه موضوعات مربوطه، همچون پژوهش های صورت گرفته و نتایج آنها و نیز بررسی مدل های قبلی مورد بحث در این حوزه که در قالب مباحث تئوریک مطرح شده اند، مدل مفهومی پژوهش طراحی شده است. سپس پرسشنامه ای که حاوی تمامی متغیرهای پژوهش باشد تهیه گردیده که دارای فرمت لیکرت 5 گزینه ای می باشد و این پرسشنامه بصورت تصادفی در اختیار تعدادی از دانشجویان رشته کارآفرینی دانشگاه آزاد اسلامی تهران – مرکز و دانشگاه سراسری تهران و دانشجویان رشته کارآفرینی موسسات فنی و حرفه ای جهت در اختیار قراردادن این پرسشنامه به مدیران پاره ای از پرسشنامه ها به صورت پستی و تعدادی از آنها برای مدیران ایمیل گردید و تعدادی از پرسشنامه ها بصورت حضوری در اختیار سوال شوندگان قرار گرفت، این پرسشنامه در پیوست پایان نامه ارائه شده است. در نهایت داده های جمع آوری شده ( با استفاده از آمارهای توصیفی و استنباطی ) تجزیه و تحلیل شده و فرضیات پژوهش نیز مورد آزمون قرار گرفته اند.
1-9 جامعه آماری و روش نمونه گیری
قلمروی مکانی پژوهش، استان تهران می باشد و جامعه ی آماری پژوهش، فارغ التحصیلان رشته کارآفرینی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز، دانشگاه تهران و دانشجویان رشته کارآفرینی موسسات فنی و حرفه ای می باشد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران به دست خواهد آمد.
(1-1)
حجم نمونه: 1000 نفر
حجم نمونه برابر است با: 277
با سطح خطای ۵ درصد
1-10 قلمرو پژوهش
الف: قلمرو مکانی: استان تهران
ب: زمانی: از تاریخ توزیع پرسشنامه به مدت 3 ماه
ج: موضوعی:
بررسی اثر آموزش کارآفرینی بر شکل گیری سرمایه انسانی و عملکرد های کارآفرینانه
1-11 روش تجزیه وتحلیل داده ها
برای روایی پرسشنامه از نظرات صاحب نظران و افراد دارای تجربه در این زمینه استفاده شده است. همچنین پرسشنامه به تأیید اساتید راهنما رسید. جهت پایایی پرسشنامه از قاعده آلفای کرونباخ استفاده شده است. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از روشهای آمار توصیفی و استنباطی استفاده خواهد شد. در بخش آمار توصیفی ویژگی های جمعیت شناختی و اطلاعات توصیفی مربوط به متغیر های کیفی پژوهش بررسی شده و جداول و نمودار های توضیع فراوانی پاسخگویان بر اساس ویژگی های جنسیت رشته تحصیلی و غیره ارایه خواهد شد. در قسمت آمار استنباطی پژوهش جهت تعیین نرمال بودن داده های پژوهش از آزمون کولموگروف اسمیرنوف استفاده خواهیم کرد و سپس از طریق آزمون تی مستقل به آزمون فرضیات پژوهش می پردازیم.
برای انجام محاسبات مربوط به تجزیه و تحلیل اطلاعات از بستههای نرمافزاری اسپیاساس استفاده خواهد شد.
1-12 تعاریف اصطلاحات و متغیرهای پژوهش
کارآفرینی: واژه‌ای است که پژوهشگران تعاریف متعددی برای آن ارائه کرده‌اند. به طور متداول واژه کارآفرینی (مانند واژه‌های فیزیک، شیمی و ریاضی) دو مفهوم را می رساند: کارآفرینی به معنای فرایند و پدیده خلاقیت و نوآوری عرضه شده (تجاری شده) و کارآفرینی به معنای یک رشته علمی. رشته کارآفرینی عبارت است از مطالعه فرایندها و پدیده‌های کارآفرینی. رشته کارآفرینی ماهیتی میان رشته‌ای و چند رشته‌ای دارد و بیشترین ارتباط را با رشته مدیریت و رشته خلاقیت شناسی دارا می‌باشد.
(ریچارد کالیتون و همکاران 1992)
کارآفرین4: فردی است که با صرف زمان و انرژی لازم، منابع، نیروی کار، مواد اولیه و سایر دارایی‌ها را به گونه‌ای هماهنگ می‌سازد که ارزش آن‌ها و یا محصولات حاصل از آن‌ها نسبت به حالت اوّلیه‌اش افزایش یابد (ایجاد ارزش افزوده کند). کارآفرینان با مهارتی که در تشخیص فرصت‌ها و موقعیت‌ها و ایجاد حرکت در جهت توسعه این موقعیت‌ها دارند، پیشگامان حقیقی تغییر در اقتصاد و تحولات اجتماعی محسوب می‌شوند ( شین و اسکات اندرو ، 2000)
سرمایه ی انسانی: سرمایه انسانی موجودی شایستگی ها، توانایی ها و قابلیت ها، دانش، ویژگی های اجتماعی و شخصیتی افراد برای انجام کاری جهت تولید ارزش اقتصادی است. سرمایه‌ی انسانی دید اقتصادی جامع ای از انسان فعال در اقتصاد است.
عملکرد های کارآفرینانه: عملکرد های کارآفرینی شامل مجموعه ای از فعالیت ها و شیوه ها و همچنین استفاده از ترکیبات منابع نوآورانه برای شناسایی و پیگیری فرصت ها است.
عملکرد های کارآفرینانه حاصل تمایل به تغییر وضع موجود با بهره گیری از خلاقیت و نوآوری است.
ریسک پذیری، توانایی تشخیص فرصت ها، توانایی بهره برداری از فرصت ها، توانایی مواجهه با ابهامات محیط، بهره مندی از کانون کنترل درونی و تمایل زیاد به کسب موفقیت، از مهم ترین ویژگی های رفتار کارآفرینانه است.( پال مول جادی، 2000 )
فصل دوم: مروری بر ادبیات پژوهش
2-1 مقدمه
شکل گیری سرمایه انسانی موثر از طریق آموزش کارآفرینی به تدریج درحال اهمیت یافتن برای دولتها می باشد و آموزش کارآفرینی به سرعت در دانشگاه‏ها و کالجها در نقاط مختلف جهان در حال رشد است، و دولتها هم به طور مستقیم و هم از طریق سرمایه گذاریهای عمده بر روی کارآفرینان احتمالی آتی و کسب و کارهای کوچک از آن پشتیبانی می کنند.
روابط مثبت بین آموزش کارآفرینی وشکل گیری سرمایه انسانی مرتبط با کارآفرینی و نتایج کارآفرینی باید نشانگر خبرهای خوبی برای دولتها، دانشگاهها و کالجها، و سازمانهای خصوصی باشند که سرمایه گذاری سنگینی در توسعه برنامه های آموزش کارآفرینی در چند دهه اخیر کرده انداگرچه داده های بیشتر و با کیفیت تری برای ادعاهای قوی لازم می باشد، ولی یافته های ما حکایت از آن دارند که این منابع تاثیری مثبت در افزایش علاقه و رویکردها در قبال کارآفرینی در میان دانشجویانی دارند که در چنین دوره هایی شرکت می کنند، و موجب بهبود یافتن عملکرد مالیشان به عنوان کارآفرین می شود. از این رو تصمیم گیرندگان آموزشی و سیاست گذاران عمومی می توانند در زمان اتخاذ تصمیمات تامین مالی در آینده در ارتباط با آموزش مرتبط با کارآفرینی اطمینان بیشتری داشته باشند.
بانک جهانی به عنوان یکی از مهمترین ارکان مالی جهان، نیز سرمایه انسانی را پدیده ای می داند که حاصل تأثیر نهادهای اجتماعی، روابط انسانی و هنجارها بر روی کمیت و کیفیت تعاملات اجتماعی است و تجارب این سازمان نشان داده است که این پدیده تأثیر قابل توجهی بر اقتصاد و توسعه کشورهای مختلف دارد. سرمایه اجتماعی بر خلاف سایر سرمایه ها به صورت فیزیکی وجود ندارد بلکه حاصل تعاملات و هنجارهای گروهی و اجتماعی بوده و از طرف دیگر افزایش آن می تواند موجب پایین آمدن جدی سطح هزینه های اداره جامعه و نیز هزینه های عملیاتی سازمان ها گردد.
آشنایی با ادبیات موضوع هر پژوهشی در شکل گیری نگرش مناسب راجع به چهارچوب پژوهش و بهره گیری بهتر از نتایج آن نقش زیادی دارد، از سوی دیگر برسی و مطالعه پژوهش های گذشته به درک بهتر مسئله کمک می نماید و یافته های پژوهش را به پژوهش های قبلی متصل می کند و محقق را از انجام دوباره کاری بی نیاز می سازد.
در پی تلاش گردیده است که به بررسی و شناسایی موارد موثر بر نتایج آموزش کارآفرینی و چگونگی شکل گیری سرمایه انسانی در کارآفرینی پرداخته و تمامی ابعاد و نتایج آن به دقت مورد بررسی قرار گیرد. در این راستا بیان مختصری از تعاریف، اهمیت، سیر تحول تاریخی نظریات، دیدگاهها و رویکردها، آموزش، ویژگی های کارآفرینان خواهیم پرداخت و سپس به مرور پژوهش های انجام شده در ارتباط با مساله پژوهشی پرداخته خواهد شد.
2-2 مفهوم کارآفرینی
ازدیاد جمعیت و بیکاری همواره یکی از مشکلات اساسی جوامع به ویژه کشورهای در حال توسعه بوده است. در ایران نیز ترکیب جمعیت جوان کشور، ضرورت ایجاد فرصت های شغلی جدید و نیز روند مستمر کاهش ذخایر نفتی از علل عمده اندیشیدن سیاستگذاران کشور به منبع سهل الوصول دیگری غیر از نفت یعنی ابتکار، خلاقیت و نوآوری می باشد.
در واقع توسعه با کالاهای مادی آغاز نمی شود، این آدمی است و نه طبیعت که منابع اصلی را فراهم می سازد و عامل اصلی همه ی توسعه های اقتصادی از ذهن برمی خیزد. شهامت، قدرت، ابتکار و تکاپوی سازنده نه تنها در یک زمینه بلکه در بسیاری از زمینه ها از وجود آدمی فوران می کند. در این میان کارآفرینی به عنوان پدیده ای که اصلی ترین سرمایه مورد نیاز آن داشتن خلاقیت، جسارت، پیشرفت وبهره گیری به موقع از فرصت هاست، از مهم ترین منابع بالقوه اقتصادی، افزایش بهره وری، کالا وخدمات جدید محسوب می گردد جهان امروزی پس از تجربه الگوهای مختلف توسعه اعم از برون زا، درون زا، صنعتی وغیره، آخرین الگو توسعه را مبتنی بر کارآفرینی قرار داده است. اهمیت این مسئله تا بدان جاست که شومپتر کارآفرینی را موتور توسعه می نامد.
پیشرفت کشورهایی نظیر تایوان، مالزی وسنگاپور در دهه ی 80 و 90 نیز مدیون گسترش کارآفرینی است. در واقع پس از رکود اقتصادی غرب در دهه های 70 و80 به مفهوم کارآفرینی توجه عمیق تری شد و مطالعات بسیاری در خصوص فرآیند کارآفرینی، ویژگی های کار آفرینان، نحوه پرورش و آموزش کارآفرینان و محیط مساعدی برای فعالیت های کارآفرینانه انجام گرفت و از آنجایی که کارآفرینی مفهوم بین رشته ایست، اقتصاد دانان، صاحبنظران علوم مدیریت، جامعه شناسان و روانشناسان هر یک به جنبه های خاصی از این مفهوم توجه کرده اند. در واقع پس از طرح مفهوم کارآفرینی برای اولین بار توسط اقتصاد دانان تاکنون محققان بسیاری در پی تبیین مسأله کارآفرینی و عوامل مرتبط با آن بودند زیرا کارآفرینی مسأله چند بعدی است که در آن عوامل مختلف از قبیل نظام سیاسی، اقتصادی، فرهنگ جامعه، ساختارخانواده، ویژگی های شخصیتی به ویژه مفهوم انگیزش با یکدیگر تعامل دارند. دیوید مک کللند از جمله اولین کسانی است که از زاویه روانشناسی به پدیده های کارآفرینی توجه کرده و پژوهش های بسیاری در این زمینه انجام داده است، وی معتقد است که فرایند توسعه را بر اساس پیدایش برخی ویژگی های روانی و شخصیتی در افراد یک جامعه می توان توضیح داد.
عامل انگیزش، نیرو بخش وجهت دهنده رفتار است. تبیین این مسأله به فهم چرایی روی آوردن افراد به برخی فعالیت ها کمک می کند.مک کللند انگیزش پیشرفت را مهم ترین عامل رشد اقتصادی وتوسعه می داند وی معتقد است، با پژوهش هایی در زمینه انگیزه پیشرفت می توان به سوی توسعه گام برداشت. کارآفرینی (به انگلیسی: Entrepreneurship) به فرایند خلق ارزش جدید (مادی یا معنوی) از طریق یک تلاش متعهدانه با در نظر گرفتن ریسک‌های ناشی از آن اطلاق می‌شود.
واژه‌ «کارآفرینی‌» واژه‌ای‌ است‌ نو، که‌ از کلمه‌اش‌ نمی‌توان‌ به‌ مفهوم‌ واقعی‌ آن‌ دست‌ یافت‌.این‌ واژه‌ معادل‌ Entrepreneurship در زبان‌ انگلیسی‌ است‌ و ریشه‌ آن‌ از زبان‌ فرانسوی‌ گرفته‌ شده‌ است‌. به‌ عبارت‌ دیگر هنوزدر فارسی‌ معادل‌ دقیقی‌ برای‌ انتقال‌ «مفهوم‌» کارآفرینی‌ وجود ندارد و اغلب‌ واژه‌ کارآفرینی‌ شنونده‌ ناآشنا به‌ آن‌ را به‌ اشتباه‌می‌اندازد. اما بین‌ استادان‌ دانشگاهها، دانشجویان‌ رشته‌های‌ اقتصاد، مدیریت‌ و برخی‌ محافل‌ علمی‌ این‌ واژه‌ تا حدودی‌ مصطلح‌شده‌ است‌.
به‌ طور کلی‌ «کارآفرینی‌» از ابتدای‌ خلقت‌ بشر و همراه‌ با او در تمام‌ شئون‌ زندگی‌ حضور داشته‌ و مبنای‌ تحولات‌ وپیشرفتهای‌ بشری‌ بوده‌ است‌. لیکن‌ تعاریف‌ زیاد و متنوعی‌ از آن‌ شده‌ است‌. با این‌ همه‌، مفهوم‌ و ماهیت‌ اصلی‌ کارآفرینی‌ هنوزشناخته‌ شده‌ نیست‌ و نمی‌توان‌ تعریف‌ استاندارد و جامع‌ و مانعی‌ از آن‌ به‌ دست‌ داد. پاسخ‌ به‌ پرسشهای‌ زیر در شناخت‌ بهترمفهوم‌ کارآفرینی‌ موثر خواهد بود:
• چه‌ کسی‌ کارآفرینی‌ می‌کند؟ (کارآفرین‌ کیست‌؟)
• کارآفرین‌ چرا کارآفرینی‌ می‌کند؟ (علل‌ کارآفرینی‌ چیست‌؟)
• کارآفرین‌ چه‌ کاری‌ را انجام‌ می‌دهد؟ (کارآفرینی‌ چیست‌؟)
• کارآفرین‌ چگونه‌ کارآفرینی‌ می‌کند؟ (مکانیسم‌ و فرآیندکارآفرینی‌ چگونه‌ است‌؟)
• کارآفرینی‌ تحت‌ کدام‌ شرایط‌ زمانی‌ و مکانی‌ وقوع‌ می‌یابد؟ (بسترو محیط‌ کارآفرینی‌ باید چگونه‌ باشد؟)
مفهوم‌ و ایده‌ کارآفرینی‌، مفهومی‌ جدید و متعلق‌ به‌ عصر حاضر نمی‌باشد. این‌ مفهوم‌ از قبل‌ از قرون‌ وسطی‌ مطرح‌ بوده‌که‌ در طول‌ زمان‌ دچار تحولاتی‌ نیز شده‌ است‌. به‌ طور خلاصه‌، کارآفرین‌ سازمان‌ دهنده‌ و فعال‌ کننده‌ یک‌ واحد اقتصادی‌ (یاغیر اقتصادی‌) و کسب‌ و کار به‌ منظور دستیابی‌ به‌ سود (دستاوردهای‌) شخصی‌ (یا اجتماعی‌) است‌.

دسته بندی : پایان نامه ارشد

دیدگاهتان را بنویسید