تا اواخر نیمه اول قرن بیستم میلادی توجه خاص و مستقل به بزه دیده از سوی اندیشمندان و سیاست گذاران علوم جنایی نشده بود تا اینکه حدود کمتر از یک قرن بعد از تولد جرم شناسی، نگاه اندیشمندان به ویژه جرم شناسان به سمت بزه دیده تغییر جهت پیدا کرده است. این دسته از دانشمندان به منظور پیشگیری از جرم و تکمیل مباحث علت شناسی جنایی، تلاش برای شخصیت بزه دیده و نقش وی در ارتکاب جرم نموده اند. حاصل این تلاش ها رشته جدیدی به نام بزه دیده شناسی بود.
پس از سالای 1970 به بعد میلادی تحولات بزه دیده شناسی تحت تاثیر جنبشهای سیاسی و عقیدتی، به ویژه اعتراض طرفداران حقوق زنان، از آغاز سالهای 1970 و با انتقاد از دیدگاه های بزه دیده شناسی علمی یا اولیه شروع شده بود. مندلسون بانی در این زمینه بوده است. بزه دیده شناسی در این مرحله از تحولات، بر اندیشه حمایت های گوناگون اعم از مادی، جسمانی، روانی و پزشکی از بزه دیدگان استوار بود. رویکرد اندیشمندان در این دوره مبتنی برایجاد گرایش جدیدی از بزه دیده شناسی معروف به بزه دیده شناسی حمایتی است. طرفداران این گونه از بزه دیده شناسی با این استدلال که بزه دیده یا افراد تحت تکفل وی، در هر حال بزه دیدگی را تجربه کرده اند و با تحمل جرم دچار مشکلات مادی، روانی و عاطفی شده اند، اعتقاد دارند که جامعه به طور کلی و نظام عدالت کیفری به طور ویژه باید در سیاست گذاری ها و جهت گیریهای تقنینی و قضایی خود مصالح و منافع بزه دیدگان را بیش از گذشته مورد توجه قرار دهد. این گرایش از بزه دیده شناسی طی دو یا سه دهه گذشته به ِوِیژه پس از سالای 1990 توسعه و تکامل یافته است به گونه ای که از این دو سه دهه به عنوان دوره تحکیم، جمع آوری اطلاعات و نظریه سازی یاد شده است. پس از آن بزه دیده شناسی سمت روش های دادرسی و مقررات حمایتی در این خصوص توسعه یافت.
2-2-انواع بزه دیدگان
بر حسب مطالعات علمی انجام شده و بر اساس تحولاتی که در حوزه جرم شناسی و بزه دیده شناسی امروزه حاصل شده اند، می توان انواع و گونه های مختلفی از مفهوم بزه دیده را به رسمیت شناخت که معیارهایی نظیر، سن، جنسیت و … در شکل گیری این تقسیم بندی ها موثر واقع شده اند. در ذیل با شروع بحث در خصوص توصیف کودکان بزه دیده به تحلیل موضوع اشاره خواهیم کرد.
2-2-1-انواع بزه دیدگان از حیث جنسیت
2-2-1-1-کودکان بزه دیده14
برای تبیین واژه «بزه دیده» و اجتناب از خلط آن با اصطلاح بزه کار لازم است ابتدا مفهوم «کودک» و پس از آن «بزه کار» نیز مشخص گردد. تعریف دوره کودکی یکی از مسائل مهم در بررسی مسائل کودکان است، دلیل این امر هم این است که نهادها و قوانین مختلف تعاریف گوناگونی از واژه کودکی ارائه داده اند.که ارائه تعاریف و ملاکهای گوناگون نه تنها در ایران و کشورهای کمتر توسعه یافته بلکه در کشورهای پیشرفته ،برنامه ریزی برای این امر با مشکل روبرواست.
از دیدگاه حقوقی کودک به کسی گفته می شود که از نظر سن به نمو جسمی و روانی لازم برای زندگی نرسیده باشد چون حیات واقعی کودک با تولد آغاز می شو د لذا شروع دوران کودکی هم با تولد معنی می یابد.

کودکان به خاطر وضعیت و نیازهای خاص خود مثل کم سن و سال بودن،وابستگی به پدر و مادر،فقر،نیاز به توجه و محبت در این سنین و نظایر آن از یک سو؛و از سوی دیگر همنشینی با همسالان کژرو و… بیش از دیگران نیاز به محیطی امن برای رشد و شکوفایی دارند و لذا چنین مسئله ای ما را به این سمت رهنمون می سازند که اگر طفلی بزهکار و محکوم در یک محل گذران محکومیت نظیر کانون اصلاح و تربیت به سر می برد،پیش از هر چیز باید وی را بزه دیده و قربانی به شمار آورد و نه بزهکار.15
به این لحاظ کنوانسیون حقوق کودک (مواد 19 الی 34) ومقررات ریاض (مواد25 و 53) کودکان را بزه دیده تلقی کرده و مقرر می دارد:
«بزرگسالانی که کودکان را در معرض بزه دیده گی قرار می دهند باید در معرض مجازات های کیفری شدید قرار گیرند که باید قاطعانه اجراء گردد.و طبق ماده 39 معاهده حقوق کودک و همچنین بند ب ماده 36 مقررات ریاض باید تدابیر و برنامه های باز پروری مناسب نسبت به اطفال به عنوان بزه دیده اعمال گردد.»
از جمله این اقدامات می توان به نگهداری طفل در موسسه برای اصلاح و درمان وپیشگیری از بزه کاری وی در آینده اشاره کرد.به لحاظ آسیب پذیر بودن اطفال همان طور که در قواعد بین المللی مقرر شده باید به اطفال بزه دیده توجه خاص نمود و آنها را تحت مراقبت های اصلاحی و درمانی قرار داد.این نوع رفتار با طفل همان طور که گفتیم به دو دلیل اساسی صورت می گیرد.نخست برای پیشگیری از بزه دیده گی دوباره و سپس به جهت پیشگیری از بزه کاری در آینده.16
در حقوق کیفری،کودکان موجود انسانی کاملی دانسته می شوند که از نظر ویژگیهای بدنی،روانی و شخصیتی و… با بزرگسالان متفاوتند.در واقع این تفاوتهاست که کودک را بیش از بزرگسالان در برابر بزهکاری آسیب پذیر می نماید.
در حقوق کیفری از جنبه های گوناگون ممکن است کودکان بزه دیده واقع شوند که شاخص ترین آن مسئله کودک آزاری 17است. بنابراین بر پایه معیار آسیب شناسانه سن، کودکان به واسطه نیازها و شخصیت ویژه خود از سایر اقشار جامعه تفکیک شده و حمایت از آنان در قالب تدابیر خاص ضروری می باشد که تاکنون کوششهای فراوانی در این زمینه چه در حقوق داخلی و چه در حقوق بین الملل انجام گرفته است.از آن جمله می توان همسو با تحولات مقررات بین المللی به اسناد الزام آوری مانند کنوانسیون حقوق کودک(1989_سازمان ملل متحد) که حمایت ویژه خود را کودکان و نوجوانان با به کار گیری تدابیر آموزشی و پرورشی و بازپرورانه ابراز می دارد اشاره کرد.در ماده 39 این کنوانسیون آمده است:
«کشورهای طرف کنوانسیون تمام اقدامات لازم را برای تسریع بهبودی جسمی و روحی و سازش اجتماعی کودکی که قربانی بی توجهی،استثمار،سوء استفاده،شکنجه و یا سایر اشکال رفتاری یا تنبیه خشونت آمیز،غیر انسانی و تحقیر کننده یا جنگ بوده است،به عمل خواهند آورد.این روند بهبودی و پیوستن مجدد به جامعه می بایست در محیطی که موجب سلامت،اتکای نفس و احترام کودک شود،انجام شود.»
2-2-1-2- زنان بزه دیده 18
بعضی از طبقات همچون زنان به دلیل عوامل خاص زیستی و اجتماعی پیش زمینه و استعداد قبلی برای بزه دیده شدن را دارا هستند و بر اساس یافته های جرم شناسی بزه کاران بالقوه قربانیان خود را از میان افرادی انتخاب می کنند که جرم بر روی آنها دارای خطر و هزینه بالایی نباشد. اما با این وجود بر اساس یافته های جرم شناسان زنان علاوه بر آن که کمتر از مردان مرتکب جرم می شوند میزان بزه دیده گیشان نیز کمتر از مردان است. اما در جرایمی مانند همسر(زن) آزاری،تجاوز جنسی علیه زنان و… بزه دیدگی زنان بالاست. خشونت علیه زنان باعث شد که محققان به یک سری پژوهشهای بزه دیده شناسی روی آورند که این امر به مجموعه ای از نتایج کلی و همه گیر برای بزه دیدگان انجامید.شکل گیری انجمن های فمینیستی که نه تنها خواستار برابری زنان و مردان هستند،بلکه هر گونه سلطه مردان و خشونت علیه زنان را نفی می کنند نخستین بار در ایالات متحده آمریکا صورت گرفت.فمینیستها ریشه اصلی خشونت علیه زنان را در ساختار اجتماعی پدر سالارانه خانواده ها جستجو می کنند.19
اما از دیگر پدیده هایی که با بزه دیدگی زنان پیوند خورده است فرار زنان و دختران جوان از خانه است.این معضل که نوظهور نبوده به دنبال خود جرائم و انواع انحرافات اجتماعی را یدک می کشد.فرار در واقع پاسخی است به یک موقعیت دردناک و نجات از آزردگی ها،دور شدن از تعارض ها،حقایق،انکار واقعیت های تلخ زندگی مثل اعتیاد به مواد مخدر و الکل،افراط در شهوت رانی و یا پشت پا زدن به ضوابط و مقررات و تن دادن به آلودگیها.20
مهمترین اسناد جهانی در زمینه حمایت از زنان کنوانسیون محو تمامی اشکال تبعیض علیه زنان(مصوب 1979 مجمع عمومی سازمان ملل متحد)، اعلامیه جهانی خشونت علیه زنان(مصوب 1994سازمان ملل متحد)،کنوانسیون حقوق سیاسی زنان(مصوب 1952مجمع عمومی سازمان ملل متحد)و قرارداد بین المللی راجع به جلوگیری از معامله نسوان کبیره(مصوب1933) می باشند.در این اعلامیه خشونت علیه زنان مانع دستیابی به برابری پیشرفت و صلح شناخته شده است و با تاکید بر این که اساسا خشونت علیه زنان باعث نقض حقوق بشر و آزادی های اساسی آنها می شود به برابری،آزادی،امنیت،تمامیت و وقار تمام انسانها و به طور جهان شمول زنان توجه زیادی شده است.در ماده 1 کنوانسیون محو تمامی اشکال تبعیض علیه زنان نیز آمده است:«تبعیض علیه زنان به هر گونه تمایز،استثنا،یا محرومیت یا محدودیت بر پایه جنسیت گفته می شود که پیامد یا هدف آن خدشه دار کردن یا لغو شناسایی،بهره مندی یا اعمال حقوق بشر و آزادی های بنیادی در زمینه های سیاسی،اقتصادی،اجتماعی،فرهنگی،مدنی یا هر زمینه دیگر از رهگذر زنان،گذشته از وضعیت زناشویی آنان و بر پایه تساوی میان زنان و مردان باشد.»
2-2-1-3-سالمندان بزه دیده21
آزار و سوء استفاده از سالمندان با وجود آن که یکی از تازه ترین گونه های خشونت خانگی از دید جرم شناسان و دانشمندان علوم اجتماعی شناخته شده است، در مجموع پدیده ی تازه ای نیست و از سالهای پیش این معضل به صورت موضوعی پیچیده در تمام جوامع وجود داشته،اما هنوز به درستی شناخته و تبیین نشده و توافقی در معنی و مفهوم آن وجود ندارد. نبود تعریفی جامع و ارزشمند در مورد آزار سالمندان ممکن است به تفاوتهایی در تعاریفی که سازمانهای یک جامعه و حتی جوامع دیگر ارایه می دهند منجر شود.این اطلاعات به طور کلی عوامل موثر در مورد وقوع بزه را دشوار می سازد.آزار و سوء استفاده از سالمندان به صور گوناگون جسمی،عاطفی یا روانی،سوء استفاده مالی یا استثمار،آزار جنسی ،آزار دارویی و بالاخره نقض حقوق مدنی و انسانی شکل می گیرد.22
تا به امروز جامع ترین مطالعات محققان کانادایی در مورد نظر خواهی درباره آزار و سوء استفاده از سالمندان موسوم به مطالعات «رایسون»23 به اجراء در آمده است.این نظر خواهی تلفنی از 2000 سالمند صورت گرفت که د رمحل اقامت خصوصی خود زندگی می کردند.یافته های این تحقیق نشان داد که حدود 4 درصد افراد سالمند مورد آزار یا سوء استفاده قرار گرفته اند.با تعمیم این تعریفها می توان تخمین زد که تقریبا 98000 نفر از سالمندان درکانادا برخی از انواع سوء استفاده را تجربه نموده اند.24حمایت از سالمندان در قالب برنامه «اقدام بین المللی درباره سالمندی» به موجب قطعنامه51/37 مجمع عمومی سازمان ملل متحد و «اصول ملل متحد برای سالمندان» نمود یافته است که هدف آن رسیدگی به نیازهای این قشر با تقویت توانایی های حکومتها و جامعه مدنی است.
2-2-1-4- ناتوانان بزه دیده25
یکی از ملاکهای آسیب شناسانه برای حمایت از اشخاص بزه دیده بررسی ناتوانی در آنهاست.ناتوانی در ابعاد مختلف بدنی،فکری و یا اجتماعی ظهور می یابد.فرد بزه دیده در چنین شرایطی نیاز به توجه ویژه آموزشی و مراقبتی متناسب با شرایط روحی و جسمی خود دارد.بر این اساس ناتوانان به علت از دست دادن توانایی انجام کار یا دچاربودن به یک بیماری بدنی یا روانی بزه دیده محسوب می شوند.در مورد ناتوانی های ویژه یادگیری، متخصصان و صاحب نظران بر این عقیده اند که این امر باعث عملکرد های پایین در مهارتهای لازم برای برقراری ارتباط می شود و ممکن است موجب اختلال در روابط اجتماعی،کاهش عزت نفس و بزه دیدگی گردد. در کشور ما از سال 1374 تاکنون سازمان آموزش و پرورش استثنایی کشور در استانهای گوناگون حدود 37 مرکز آموزش و توانبخشی ناتوانیهای ویژه یادگیری تاسیس کرده است که در زمینه تشخیص ،آموزش و توانبخشی مشکلات ویژه کودکان فعالیت دارند.
مطالعات و پژوهشهای انجام گرفته ارتباط نزدیکی بین شکست تحصیلی،ترک تحصیل، بزه دیده گی،بزه کاری و ناتوانی های یادگیری قلمداد می کنند و اهمیت موضوع را در اقدامات به موقع و پیشگیرانه پیشنهاد می نمایند.ناتوانیهای ویژه یادگیری باعث عملکرد پایین در مهارتهای لازم برای برقراری ارتباط می شود و ممکن است به اختلال در روابط اجتماعی،کاهش عزت نفس و بزه دیده گی و عملکرد ضعیف در زمینه های گوناگون شود.26
اقدامات بین المللی برای حمایت از ناتوانان با تصویب اعلامیه رشد و پیشرفت ملل (مصوب 1969 مجمع عمومی سازمان ملل متحد)،اعلامیه حقوق عقب ماندگان ذهنی(مصوب 1971 مجمع عمومی سازمان ملل متحد)،اعلامیه حقوق ناتوانان(مصوب 1975 مجمع عمومی سازمان ملل متحد) و نهایتا کنوانسیون حقوق کودک تحقق یافته است.
2-2-1-5-ناتوانان اقلیت بزه دیده 27
اقلیت ها گروهی از مردم جامعه هستند که از جهاتی مانند دین،فرهنگ،نژاد،و بینش سیاسی از عموم مردم که اکثریت آن جامعه را تشکیل می دهند متمایز می شوند و به دیگر سخن نسبت به عموم مردم درصد کمتری دارند.28بر این مبنا اقلیت ها به انواع دینی،قومی،نژادی و … تقسیم می شوند.
از دیدگاه بزه شناسی اقلیت به همه گروههای اجتماعی که پست شمرده می شوند و مورد تبعیض قرار می گیرند گفته می شود.مطالعات بزه دیده شناسان نشان داده است که اقلیت ها بیش از سایر گروه های اجتماعی درمعرض خطر بزه دیده گی قرار دارند.اما راههای حمایت از اقلیت ها در حقوق بین الملل به طور کلی در قالب اعلامیه جهانی حقوق بشر،میثاق حقوق مدنی و سیاسی ،اعلامیه تهران و به طور خاص در اساسنامه دیوان کیفری بین الملل،کنوانسیون پیشگیری از جرم نسل زدایی و کیفر آن و دیگر اسناد جهانی و منطقه ای منعکس شده است.در ایران اگر چه مطابق اصول 12 و 13 و 19 اقلیتهای دینی و مذهبی و قومی و نژادی به رسمیت شناخته شده است،اما مقررات ویژه ای برای حمایت از اقلیت های بزه دیده وجود ندارد.29
2-2-2-انواع بزه دیدگان از حیث اثر بزه دیدگی بر آنان
از حیث اثری که بزه دیدگی بر افراد دارد می توان بزه دیدگان را به دو نوع مستقیم و غیر مستقیم تقسیم‌بندی کرد که به شرح آن اشاره خواهد شد. جرائم بدون‌بزه‌دیده نیز مفهوم دیگری است که به بزه‌دیدگی مربوط است. این اصطلاح برای رفتارهای جرم‌انگاری‌شده که همراه با تهدید و خشونت نسبت به حقوق دیگران نیست، به کار می‌رود و همچنین می‌تواند شامل موقعیت‌هایی شود که فرد تنهاست یا ارتکاب عمل با توافق دیگران صورت گیرد.بنا ابراین دو یا چند نفر هم می‌توانند درباره ارتکاب این عمل مجرمانه با هم توافق کنند.
رانندگی با موتورسیکلت یا دوچرخه بدون کلاه ایمنی، پریدن از ساختمان‌های بلند شهر، مصرف مواد مخدر و محرک به‌صورت تفریحی، رانندگی با ماشین بدون کمربند ایمنی، فاعل یا مفعول واقع‌شدن در فحشا، برهنگی در مکان‌های عمومی، زنا و نیز پورنوگرافی (نه در مورد کودکان و نه به اجبار) مولفه‌هایی از جرائم بدون‌بزه‌دیده هستند.گاهی اوقات جرائم بدون‌بزه‌دیده شامل رفتارهای جدی‌تری نظیر سقط جنین، پرواز غیرمجاز و رفتارهای مشابه با ماهیت خطرزای ورزشی، زنای با رضایت و… می‌شود. نکته‌ای که در جرائم بدون‌بزه‌دیده باید بدان دقت کرد آن است که در مواقعی که توافق بین طرفین حاصل می‌شود این توافق باید به شکل واقعی باشد؛ بنابراین نمی‌توان از توافق با حیوانات، کودکان، انواع ناتوانان ذهنی و بیماران خلقی و روانی، افراد مست و معتاد و ناآگاه و تحت فشار سخن گفت.
برخی گفته‌اند این اصطلاح در مورد جرائمی مانند زنای محصنه و شرب خمر و نظایر آن تا اندازه‌ای گمراه‌کننده است؛ چراکه در بسیاری از این جرائم، به‌طور غیرمستقیم، بزه‌دیده را می‌توان ‌تشخیص است. علاوه‌براین در جرائمی نظیر مصرف مواد مخدر و روسپیگری «بزه‌دیدگان بالقوه»30 وجود دارند؛ ازاین‌رو برخی دیگر با تقسیم‌بندی انواع بزه‌دیده به «بزه‌دیده مستقیم» (خود‌بزه‌دیده)، «بزه‌دیده مرتبط» (خانواده و اقوام بزه‌دیده)، «بزه‌دیده غیرمستقیم» (کل جامعه) و «بزه‌دیده بزهکار»، شرط تحقق عمل مجرمانه را به وجود دو طرف بزهکار و بزه‌دیده منوط کرده و معتقدند که اگر رفتاری بزه‌دیده نداشته باشد نمی‌توان آن را مجرمانه دانست.
2-3-تشریک مساعی بین المللی در خصوص بزه دیدگان
با وجود آنکه گرایش بین المللی در نهضت بزه دیدگان نسبتاً نوین است، لیکن اولین حرکت در زمینه بزه دیده شناسی در سال 1940 توسط یک محقق اسرائیلی به نام بنیامین مندلسون و یک محقق آلمانی به نام هانس فون هنتیگ به عمل آمد. بنیامین مندلسون در حقوق کیفری می گفت:
«هیچ گاه بزه دیده به اندازه کافی مورد مطالعه و تحت حمایت دادگستری قرار نگرفته و افکار عمومی نیز آن طور که باید در زندگی اجتماعی از وی پیشیبانی ننموده است. بزه دیده نمی داند در تاریخ بر سر تقاضا ها و خواسته هایش چه خواهد آمد، در این دوره بزه دیده به مثابه یک بزه دیده مورد توجه قرار نگرفته است، هیچ گاه بزه دیده به عنوان یک مسئله مستقل در نظر گرفته نشده است، در این هنگام او نمی دانست که باید چهل سال صبر کند تا اینکه پزشکان، حقوق دانان، روانشناسان، جامعه شناسان، قانونگذاران و دیگر متخصصان به مفهوم بزه دیده توجه کنند.»31
پس از مندلسون بعدها تلاش اصلاح کننده قانون انگلیسی، مارگری فرای منجر به تصویب قانون پرداخت غرامت بزه دیده مصوب 1963 در نیوزلند گردید، بلافاصله توسط بریتانیای کبیر و ایالت های مختلف آمریکا ادامه داده شد. جنبش بحران در تجاوز جنسی که در ایالات متحده آمریکا و دیگر کشورها در اوایل سال 1970 به وجود آمد در سطح بین المللی بزه دیده شناسی را به عنوان یک شاخه مستقل از جرم شناسی در اولین سمپوتیزم بین المللی بزه دیده شناسی که در سال 1973 در اورشلیم اسرائیل برگزار گردید، به رسمیت شناخته شد، جایی که مجموعه ای اسناد در مورد پرداخت غرامت بزه دیده، مداخله در بحران و عقاید در زمان تاسیس برنامه های خدمات رسانی به بزه دیده از قبیل مراکز بحران در تجاوز جنسی، سرپناه های خشونت خانوادگی، و واحد های کمک به بزه دیدگان در تعدادی از کشورها از جمله ایالات متحده آمریکا، پادشاهی انگلستان و کانادا منعکس گردید.
2-4-حقوق بنیادین بزه دیدگان در فرآیند دادرسی کیفری
هر فرد انسانی از پاره ای از حقوق در جامعه برخوردار است که می توان این حقوق را به حقوق بنیادین و غیر بنیادین تقسیم بندی کرد. حقوق بنیادین مایه قوام و دوام وجود و شخصیت انسانی است. این حقوق فارغ از برداشت های که مکاتب پوزیتویستی در خصوص نسبی گرایی فرهنگی و مشابه آن مطرح کرده‌اند به حوزه خاصی اختصاص نداشته و همه ملل و اقوام و فرهنگها میتوانند مدعی استفاده از آن باشند. با تعریف و تبیین مفهومی حقوق بنیادین، به شرح و توصیف آن از حیث مصداقی و مفهومی اشاره خواهد شد.
2-4-1-تعریف و مفهوم حقوق بنیادین

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

حقوق بشر آن دسته از قواعد و هنجارهایی است که از طریق اعلامیه ها،بیانیه ها،رویه ها،آراء،میثاق ها و کنوانسیون های بین المللی به رسمیت شناخته شده،اساس رفتار دولتها را با شهروندانشان تشکیل می دهد.با وجود اعتقاد به جهان شمولی معیارهای حقوق بشر و وابستگی متقابل آن حقوق با یکدیگر تردیدی نیست که میان این هنجارها دسته ای از حقوق غیر قابل انحراف و غیر قابل تعلیق وجود دارند که به درستی می توان آنها را حقوق بنیادین بشر نامید.امروزه حقوق بنیادین جایگاه برجسته ای در ادبیات حقوقی کشورها پیدا کرده است.اما پرسش اصلی آن است که کدام حق را می توان بنیادین و کدام حق را غیر بنیادین نامید.چرا که نظام های حقوقی گوناگون به طور قطع برداشت های یکسانی از این مفهوم ندارند.آیا آنچه را که یک حقوقدان آلمانی،اسپانیایی یا فرانسوی حق بنیادین می داند حقوقدان ایرانی هم چنین می داند؟توضیح در مورد چیستی حقوق بنیادین از حوصله این نوشتار خارج است اما در یک نگاه گذرا و با یک سنجه ماهیتی می توان گفت بنیادین بودن برخی از حقوق بدان خاطر است که وجود آن حقوق مایه قوام و نبود آن موجب زوال شخص یا شخصیت انسان می باشد.«حقوق بنیادین ترجمان واقعی دسته ای از هنجارهای اخلاقی،سیاسی و فلسفی است که از آبشخور برابری،آزادی،مردم سالاری و دولت قانونمند نشات گرفته و از کشوری به کشور دیگر تفاوت می کند.سیاهه حقوق و آزادی های بنیادین نیز بالتبع در کشورهای مختلف دارای تفاوت های چشمگیری خواهد بود.»32
2-4-2-جلوه های حقوق بنیادین بزه دیدگان
انواع و اشکال بزه دیدگان به مراتب نیازمند انواع گوناگون حمایت در فرآیند عدالت کیفری هستند و باید حقوق بنیادین آنها مورد توجه قرار گیرد. از جمله این موارد می توان به حق مورد توجه قرار گرفتن، حق دسترسی به نظام عدالت کیفری، حق آگاهی یافتن، حق مورد حمایت واقع شدن، حق بر عهده گرفتن جبران خسارت توسط بزه کاران، حق جبران ضرر و زیان اشاره کرد که به شرح این موارد به طور تحلیلی پرداخته خواهد شد.
2-4-2-1-حق مورد توجه قرار گرفتن
تأکید بیش‌ازحد بر غفلت از سایر عوامل فردی و اجتماعی، باعث ایجاد تردید جدی در قبول آن به‌عنوان یگانه عامل مؤثر در شکل‌گیری پدیده مجرمانه می‌شود. در این راستا نظریه‌پردازان برچسب‌زنی، مانند بسیاری از نظریه‌های دیگر، مشکلات اجتماعی را ناشی از تولیدات جامعه از جمله غفلت به شمار می‌آورند. صاحب‌نظران با تکیه بر علل و عوامل اجتماعی انحراف، بر مطالعه و تحقیق ساختار اجتماعی و زمینه‌هایی که موجب ایراد غفلت ها می‌شوند، تمرکز کرده‌اند و از خصیصه‌های زیست‌شناختی، موروثی، فردی و حتی فرهنگی چشم پوشیده‌اند. انحراف، ناشی از فردی است که این بر اثر غفلت جامعه را به خود بقبولاند و با همین دید با وی رفتار می‌شود و خود نیز براساس آنچه جامعه از وی انتظار دارد عمل می‌کند.33

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید